بوی مهر ، نوای هیاری

باز مهر آمد، روزهای شادی و هیاهو به شوق آموختن،روزهای نفس کشیدن در اسپند خوش بوی مادران و بدرقه ی مهربانانه ی آن ها و راهی شدن به مدرسه...

بوی دفترها و کتاب های نو،بازی مداد رنگی ها،احساس تازه شدن و خندیدن و فریاد آشتی سر دادن...

اما در این بین کودکانی هستند که در این هیاهوی پر شوق و ذوق ما شهری ها اکنون راهی اند،راهی مسیری در خنکای دلنشین پاییز و آن ها هم منتظر اند و بی قرار رفتن به مدرسه،دلتنگ شنیدن داستانها و درس های دبیران مهربانشان و خواندن و نوشتن و کشیدن نقش های زندگی...

آری کودکان عشایر بختیاری در این روزها می روند تا در مدرسه هاشان درس ایمان،آزادی و مهربانی و استواری بخوانند.

اکنون ما از شما عزیزان تقاضا داریم با خرید پوستر دبیر مهربان و فرزانه بختیاری استاد بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری) در راستای تجهیز مدارس عشایر بختیاری به کتابخانه و وسایل کمک آموزشی قدمی برداشته و خود را در شادی پاک و بی آلایش آن نونهالان  و آینده سازان ایران زمین سهیم نمایید.

 پوستر استاد بهمن علاءالدین

شرح کلیه فعالیت های ما در گزارشی از طریق وب نوشت  مندیر و همچنین  آژانس خبری بختیاری  ( ایبنا نیوز ) به محضر همه ی بزرگواران و دوستان خواهد رسید.

 

 

وبلاگ استاد بهمن علاءالدین

آخی وای...


ای خدا بال بُم بده جُور کموتَر آخی وای

بِروم بال اوشنون ایلاق چال تَر آخی وای

 

ای خدا بال بُم بده تا بزنُم بال آخی وای

بروم بال اوشنون ئی مال و اومال آخی وای

 

ای خدا بال بُم بده تا بزنُم فِر آخی وای

بِروم بال اوشنون ئی دِر و او دِر آخی وای

 

ای خدا بال بُم بده دو بال اِسبی آخی وای

بِرِوم بال اوشنون هر جا که غم نی

 

چه خووه مال بار وَنه منه مرغزاری

کمیت چاله زین کنی ، بازی دراری

 

کمیت چاله زین کنی بَری به یورقه

لغومه طلا گِری نالاسه نُرقه

 

قالیانه فرش کنی همه یک انداز

میشکال بگوین هُف کُن مِنه ساز

 

قالیانه فرش کنی یَه لا و دولا

میشکال بگوین هُف کُن به کَرنا

 

شاعر: بهمن علاءالـــــــــدین

۱-جُور: مثل        ۲-بال اوشنون: بال افشان      ۳-اسبی:سفید
۴-کُمیت چال: اسب سرخ یال دُم سیاه             ۵-یورقه: یورتمه

دل نوشته...

بهار دلتنگی

صدای جویبارها , صدای باد شمال و قهقه کوگ ها در صدایش آمیخته بود. سوز جدایی و هجر

 و فراق در شعرش فریاد می زد. اما آیا ما فریاد عاشقانه ی او را نشنیدیم, آیا ما از کوگ ها

هم کمتر بودیم...

کوه تاراز در ماتم ابدی فرو رفت و صدای هیچ کوگی به گوش نمی رسد از غم رفتنش.

دیگر صدای جار زدن کسی از وارگه های خالی نمی آید, دیگر جز چند سنگ روی هم نهاده

 چیز دیگری نیست. وارگه ها از انتظار مال ها زیر پایشان علف سبز شده است.

به راستی آیا دیگر نوای نی در این وارگه ها به گوش می رسد, آیا سحرگاه کوچی اتفاق

می افتد, آتشهای خاموش چاله های پر از خاک شعله ور می شود...

سوز دلم این بار داغ از دست دادن توست, همان عاشقی که غریبانه رفت هماه کوگ خوش

 خون, همان که بغض چندین ساله بختیاری در صدایش می ترکید, همان که حماسه اش

فراتر از دیگر حماسه ها بود او همان کسی بود که درس عشق را به ما آموخت و ما همچنان

باورمان نیست که او رفته.

به راستی تو پیام آور شکوفایی بختیاری هستی, همان بختیاری که مدت هاست سکوت

کرده, همان که دیگر در برابر ظلم و سیاهی روزگار از نور هیچ روشنی ندارد. شاید یادمان

رفته است سنت پدرانمان.پس به پاس زحمات پدرانمان هم که شده بیاید و شعله ی تازه

 روشن شده را فروزان تر کنیم تا ما را در ایلی محصور نکنند.                              

بختیاری یک فرهنگ است, پس نگذاریم زحمات چندین هزار ساله بر باد رود:

بوین حالا دست به یک دادن          جون سی یک دادن چندی آسونه

بوین حالا وقتی وا یک بویم          روندن دشمن چندی آسونه

اگر چه هیچ گاه تو را ندیده بودم اما در دلم سالهاست که تو را میشناسم و هر روز به یاد توام.

هنگامی که رفتی عاشق شده بودم, تا به خود آمدم در غم فرو افتادم و صدای تو بود که مرا

 دلداری میداد. کاش تو را می شناختم پیش از آنکه از کنارمان گذر کنی...

                           به یاد بهمن علاءالدین, اسطوره آواز بختیاری

                                             نوشته از:  پیمان عشیری

 

همدرنگ...

بیُو بریم مال خومون تشس بـلازه

بنشینیم دور یک شوگـــــار درازه

بیوُ بریم مال خومون تَشس دیاره

زِل روزِ بَـــنگ کُنیم که سر دِراره

 

                                                بیار دستاته بنه مِن دستُــــم

                                               که تا جــون داریم دوتایی مون

                                               چی مَه و آستاره کِل یَک بویم

                                               بیـــو بیـــو تا نَمَهنیــــم تِهنــــا

                                               بُوندیم عهــــدی که تا هِدِمـون

                                               هُمدُرنگ و سِتین دل یَک بویـم

 

مالِمون بار وَندِه دوش به وار شیمبار

گُل سُهر و باوینَـــه تا به کَلون جـــار

مالِمون بــار وَندِه دوش وار دُهــونی

گل سُـــهر و باوینــــه تا زیــــر زونی

                                                شاعر: بهمـــــن علاءالـــــــــــدین


۱-همدرنگ:هم صحبت           ۲-بلاز:مشتعل.این واژه همان بلیز انگلیسی است.

۳-شیمبار:نام منطقه ای در بختیاری      ۴-کلون جار:نام منطقه ای در بختیاری

۵-وار:محل اتراق ایل در مسیر کوچ

کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در دوبی

پوستر کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه «شهناز» در دوبی | برای دیدن پوستر در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید

استاد محمدرضا شجریان و گروه «شهنازِ»، پنجشنبه ۲۸ بهمن (۱۷ فوریه ۲۰۱۱) در مرکز تجاری دوبی، سالن شیخ راشد، به سرپرستی و آهنگسازی استاد مجید درخشانی، کنسرت موسیقی ایرانی برگزار خواهند کرد.

این برنامه پس از استقبال بی‌نظیر از کنسرت‌های گروه شهناز در انگلستان، استرالیا، آمریکا و کانادا در دو بخش «رندان مست» در دستگاه همایون و «بی‌همزبان» در دستگاه ماهور، به‌همراه سازهای ابداعی استاد شجریان اجرا خواهد شد.

برگزارکننده‌ی این کنسرت شرکت Oasis Promotions در دوبی می‌باشد.

تلفن‌های پاسخگویی و دریافت اطلاعات بیشتر:
۰۰۹۷۱۴۲۹۴۹۵۳۲ | ۰۰۹۷۱۴۲۶۶۶۵۵۲ | ۰۰۹۷۱۴۲۲۳۸۴۷۳ | ۰۰۹۷۱۵۰۹۴۰۹۹۳۰

وبلاگ اختصاصی همایون شجریان

سحر ناز

سحرناز

دلُـــم دی طـــاقت نــــداره

دیه وا بـــام ســــاز نیــــاره

دی تَـش نهـــا به جونـــــم

مُ سی تو چینو ئی سوسُم

که زِ مَـــردم ئی گــــروسُم

سی تو چینــــو ئی خونـــُم

 

تو خِه نَونی شــــوق دیــدارت صٌوِ تا پَسین

شو تا دَم صُــو چندی خیــن کرده به دل مُ

بسه دیه چندی تهنا بویم خوت وُری بیو دی

آخه تا کـی چی مه و اَفتـــو دیر زِ یک و دو

۱-ئی سوسو: می سوزم      ۲-گروسم: فرار می کنم       ۳-صو: صبح

۴-پسین: عصر-بعد از ظهر      ۵-یک و دو: یکدیگر

خروسخون

ماشاءا... براتی می گوید: «در هی جار حضور و باز تولید بن مایه های فرهنگی و ذهنی قوم

بختیاری در شیدایی بهمن پژواک یافت و مضامین دیگر خواهی ، هم گرایی و برجسته کردن

نمونه های آن فرهنگ غنی در نام هی جار زاده شد.»

 

دوش پَسین مِن گردنه اَفتو ولم کِرد

 شوق دیدار گُلم ، خین به دلم کِرد

 

 بلال بلالُم بلال بلالُم دُدَر خالک به نُفتِت

 تش بجونُم ایوَنی ، گلم وا گفت و لُفتِت

 

 شُو مَه و بال رو ولا چه دل پسنده

 مُ که یارُم ایچو نید دیه دل سیم نَمنده

 

 بلال بلالُم بلال بلالُم دُدَر خالک به نُفتِت

 تش بجونُم ایوَنی ،گلم وا گفت و لُفتِت

 

 چه خوو شَو مَهی پا تَش تُنگی

 تا خروسخون گپ زنی وا هُمدُرُنگی

 

 بلال بلالُم بلال بلالُم دُدَر خالک به نُفتِت

 تش بجونُم ایوَنی ، گلم وا گفت و لُفتِت

 

 چه خوو شَو مَهی پا تَش چالَ

 سیر بُخونی سی گُلِت بلال بلالَ

 

 بلال بلالُم بلال بلالُم دُدَر خالک به نُفتِت

 تش بجونُم ایوَنی ، گلم وا گفت و لُفتِت

 

اثری برگرفته از آلبوم "هی جار"

۱-اَفتو: آفتاب           ۲-دُدر: دختر         ۳-نُفت: بینی          ۴-ایونی: می گذاری
۵-گفت ولفت: گپ زدن،صحبت کردن     ۶-بال رو: کنار رود     ۷-نید: نیست
۸-تنگ: مشتعل ، فروزان                     ۹-همدرنگ: هم صحبت

مراسم يادبود چهارمین سالگرد درگذشت استاد بهمن علاءالدين در كرج

موسیقی بختیاری ایران

 

کلیات : پیشینه تاریخی، جغرافیایی ، سیاسی و اجتماعی
ایل بختیاری آریایی‌نژاد و از عشایر کوچر و کهن ایرانی‌اند که از قرن‌های ششم و هفتم قبل از میلاد در دامنه‌های کوه‌های زاگرس و اطراف رودخانه کارون می‌زیسته‌اند و قلمرو امروزی آنان استان چهارمحال و بختیاری و مناطقی از استان‌های اصفهان، کهگیلویه و خوزستان و جنوب لرستان است. زبان بختیاری ریشه در زبان پهلوی دارد و بختیاری شاخه‌ای از لران(لر بزرگ) شامل دو گروه هفت‌لنگ (بهداروند، دروکی، سه‌دهستانی، بابادی ...) و چهارلنگ (موگویی، محمد صالحی و ممزایی، کندل‌رو، زلکی، میوند ... ) اند که معیشت آنان از راه دامپروری و شکارگری تامین می‌شود و ساختار سنتی ایلی آنان بر اساس قسمت طایفه، تیره، تش، اولاد (کریو) بهون (خانوار) است و اطلاق لنگ به معنی واحد مالیتی ( لنگ = پای مادیان) و تقسیم آنان به دو گروه به احتمال از عهد صفویه بوده باشد. بختیاری‌ها مردمانی شیفته اسب و شکار و کوهند و دلاوری و شجاعت از خصایص بارز آنانست. مبارزه با افغان‌ها در 1134 هجری قمری و مخالفت با سران قاجار و شرکت در نهضت مشروطه و مقابله با استعمار بیگانگان و مخالفت با حکومت پهلوی نشانگر موثر بودن بختیاری‌ها در حیات سیاسی و تاریخ ایران است. ( عشایر مرکزی ایران، جواد صفی‌نژاد، 109؛ مقدمه‌ای بر شناخت ایل‌ها، ایرج افشار سیستانی ، 321؛ تاریخ بختیاری، سردار اسعد بختیاری، 5 ؛ فرهنگ بختیاری، عبدالعلی خسروی، 62 ؛ فنون کوچ‌نشینان بختیاری، ژان‌پیر دیگار، 235-237 )

بختیاری‌ها در سادگی و مهربانی و دوستداری میهمان و هنردوستی زبانزدند. فرهنگ و هنر بختیاری یکی از غنی‌ترین ذخایر فرهنگی و هنری ایران و تمدن بشری به‌شمار می‌آید و دستاورد زنان زحمتکشی است که علاوه بر  هیزم‌آوری، مشک‌زنی، شیردوشی، نان‌پزی، تربیت فرزندان و شرکت در امور زراعی، بزرگ‌ترین حامیان و اشاعه‌دهندگان فرهنگ و هنر بختیاری به شمار می‌آیند. هنروری و ذوق سرشار از تودرتوی طرح‌ها و نقش متنوع و ترکیب‌بندی بی‌نظیر رنگ‌ها در بافت بداهه قالی، گلیم و جاجیم و نیز از دل قصه‌ها و اشعار و شور آفرینی رقص‌ها و لطافت نغمه‌ها و ترانه‌ها سر بر می‌آورد.

موسیقی بختیاری متنوع و آواز‌خوانی در آن شاخص است. (متر آزاد مشخص) مضامین آوازها از توصیف طبیعت و رنج و مرارت زندگی کوج‌نشینی و اندوه هجران و فراق یار و دیار تا ستایش عشق و زیبایی را در بر می‌گیرد. رواج منظومه‌های تغزلی ادب‌فارسی ( لیلی و مجنون و خسرو و شیرین) و منظومه‌های بومی ایل و تقدس و ستایش پهلوانان حماسی با وجود 100 شاهنامه‌خوان حرفه‌ای در مناطق مختلف بختیاری و ستایش قهرمانان و دلاوران و سرداران ایل در آوازهای مختص رویدادهای تاریخی معاصر (نظیر علی‌داد، ابوالقاسم خان) نشانگر علاقه بختیاری‌ها به حفظ میراث‌های ادبی و موسیقیایی و فرهنگ و تاریخ خود است.

بخشی از موسیقی با متر مشخص شامل ترانه‌های عروسی است که همراه دست‌زدن ( شپ = shep = تنگه = Tenge ) توسط زنان و گاهی با دایره (بیشتر در شهرها و روستاها) اجرا می‌شود. موسیقی‌سازی مختص مراسم شادی و سرور بیشتر برای اجرای آهنگهای رقصی و نیز مراسم سوگواری ( پرسه = پرس) با کرنا، سرنا و دهل اجرا می‌شود. کمانچه‌نوازی در هفتاد هشتاد سال اخیر به تاثیر از عاشیق‌های قشقایی و مطرب‌های دوره‌گرد و نیز رسانه‌ها در شهرکرد مرکز استان چهارمحال و بختیاری و سایر شهرها ( بن ، بروجن ... ) رایج شده که با آن‌ها آهنگهای چهار محالی ، ترکی و بختیاری و موسیقی دستگاهی ایران ( رنگها و چهار مضراب و برخی دستگاها و آوازها نظیر شور ، دشتی ، همایون، کردبیات، چهارگاه، سه‌گاه، و ماهور را که به موسیقی بختیاری نزدیک‌ترند) اجرا می‌کنند. تار و تنبک را مطرب‌ها رواج داده‌اند. نی‌هفت‌بند یا چوپانی خاص عشایر کوچرو و نگهدار گله است و رپورتوار آن در حال حاضر رو به اضمحلال می‌باشد.

تحقیق در موسیقی بختیاری با وسعت و تنوع موسیقی یک سرزمین گسترده یکی از دشوارترین تحقیقات موسیقیایی حوزه‌ی موسیقی‌شناسی قومی ایران به شمار می‌رود و با توجه به نتایج تحقیقات این مجموعه می‌توان جغرافیایی موسیقیایی بختیاری را در چهار حوزه بررسی و طبقه‌بندی کرد:

      الف) حوزه‌ی مرکزی : موسیقی عشایر کوچ روی دامنه‌های زاگرس در استان چهارمحال و بختیاری یعنی منطقه جنگلی بازفت ، کوهرنگ، چلگرد، شیخ‌علی خان و روستاهای حاشیه زاگرس ده‌چشمه، کران، گوشه باباحیدر، اردل که به  سبب موقعیت دشوار جغرافیایی اصیل‌تر باقی مانده‌اند. ( موسیقی‌های چهارمحالی در سی – دی جداگانه بررسی شده‌اند)
      ب) حوزه ی غربی: موسیقی بختیاری‌های شمال خوزستان و یک جانشینان مسجد سلیمان، لالی، رامهرمز ایذه، دزفول، اندیمشک، شوشتر، اهواز و اطراف آن را شامل می‌شود که منطقه قشلاقی کوچروان حوزه مرکز‌اند.
      ج) حوزة جنوبی: منطقه لردگان، خان‌میرزا، جوانمردی تا شمال کهگیلویه که موسیقی آن با موسیقی حوزة مرکزی و غربی تفاوت دارد.
      د) حوزه ی شمالی: مختص جنوب لرستان، ازنا، الیگودرز، ده‌بهار، چشمه پر، بر بورود و شمال استان چهارمحال و بختیاری و روستاهای پشتکوه نظیر، خویه، صالح کوتاه، عینا، کلوشه، دورک و اطراف آن است که به سبب حضور اکثریت طوایف چهارلنگ با گویش زانی و لحن متفاوت موسیقیایی با حوزه‌های سه‌گانه مذکور و با صرف‌نظر از تاثیر‌پذیری از موسیقی لرستان (لرهای کوچک)مجموعه مجزایی از موسیقی بختیاری را شامل می‌شوند.

حوزه هنری